ثروت ...
روزی در خلال یکی از سمینارهایم در حالیکه در میان جمعی از زنان ایستاده بودم
به آنان گفتم که میخواهم دو مرد را برای آنان توصیف کنم و از آنها میخواهم که درباره هرکدام از این دو مرد که تا چه میزان برای ازدواج مناسب هستند قضاوت کنند.
توضیح دادم که اگر مجرد هستید این دو براین اساس که کدام یک را برای خودتان برمیگزینید و اگر متاهل هستید براین اساس که چقدر به یک دوست و یا دختر خودتان توصیه میکردید که یکی از این دو مرد را برای ازدواج انتخاب نمایند.
اینطور شروع کردم :
بسیار خب ٬ مرد اول : گرم و با محبت ٬ گشاده دست و با محبت است متعهد و علاقمند به داشتن رابطه ای جدی است. او شخصیتی فعال و پویا دارد و بسیار مردم دار است. از لحاظ احساسی سالم و بسیار صمیمی بوده و از زندگیش راضی است. او روحی ماجراجو دارد و در ضمن از حس شوخ طبعی بالایی نیز برخوردار است. از صحبت کردن درباره احساساتش ابایی ندارد و برای رشد شخصی نیز اهمیت فوق العاده ای قایل است.
به دورو برم نگاه کردم و دیدم که تمامی زنان سرهایشان را تکان میدهند و میخندند.
پرسیدم کدام یک از شما دوست دارید که با این مرد ازدواج کنید؟
همگی هورا کشیدند و سوت زدند ومن متوجه شدم که کاندیدای اول انتخاب مطلوبی است.
خب حال مرد دوم : مردی کنترل گر که همه چیز را مطابق میل خود میخواهد ٬ خلق و خویی وحشتناک دارد و بین همگان به انتقادگر بودن و شهرت دارد. او از متعهد بودن ترس دارد و هرگز با کسی صمیمی نمیشود. بعلاوه به شغل خود معتاد است و وقتی برای عشق ندارد.
زنها دماغهایشان را چروک کردند و قیافه های عجیب و غریب به خود گرفتند.
از آنان پرسیدم : خب خانمها کدام یک از شما میل دارید با چنین مردی ازدواج کنید؟
از هو کردنها و سوت زدنهایشان جواب خود را گرفتم.
خب از اینکه تصمیمتان را گرفتید خوشحالم. اما من یک چیز را درباره این آقایان فراموش کردم که اضافه کنم.
مرد اول که همگی شما خواهان ازدواج با او بودید یک مامور زباله شهرداری است و مرد دوم که همگی او را هو کردید یک مولتی میلیونر است که در سرتاسر دنیا خانه های متعدد و قایقهای تفریحی فراوان دارد و معاشران او نیز اشراف و اعیان هستند!
زنها با حالتی شوک زده که حاکی از شرمندگی آنان بود به من نگاه کردند.
من آنان را گول زده بودم تا با طرز فکرهای خاص خود در رابطه با " ثروت " و " شهرت "
رودر رو قرار بگیرند.
با اینکه مرد اول در ابتدا فوق العاده به نظر می آمد ٬ همگی خانمها با این پیشنهاد که با یک مامور جمع آوری زباله برای شام بیرون بروند مشکل پیدا کردند! و با اینکه مرد دوم خیلی عجیب و غریب بنظر آمده بود اینطور شد که دعوت شام از طرف یک میلیونر غیر قابل چشم پوشی بود!!!
+ نوشته شده توسط کورش در یکشنبه
1386/05/21 و ساعت
15:26 |